از مجموعهای از کسبوکارها، به شبکهای از توانمندیها
دینامیک توسعه را صرفاً در بزرگتر شدن یک کسبوکار نمیبیند.توسعه زمانی معنا پیدا میکند که میان تجربه، دانش، توانمندی، سرمایه، فناوری و کسبوکارهای مختلف، ارتباطی شکل بگیرد که ظرفیت بیشتری برای خلق ارزش ایجاد کند.
از همین نگاه، دینامیک خود را یک اکوسیستم توسعه میداند؛ اکوسیستمی که در آن هر کسبوکار میتواند سکویی برای توسعه کسبوکار بعدی باشد.
تجربه فعالیت در صنعت به ما آموخته است که ارزش واقعی، فقط در عملکرد مستقل هر بخش ایجاد نمیشود؛ بخشی از آن در ارتباط میان بخشها شکل میگیرد.
مهندسی میتواند به تولید متصل شود، تولید به بازار، بازار به تأمین و تجربه هر یک از این حلقهها میتواند به ایجاد توانمندیهای جدید منجر شود.
بنابراین، ما فعالیتها را صرفاً به صورت حلقههای یک زنجیره خطی نمیبینیم؛ بلکه آنها را اجزایی مرتبط از یک شبکه میدانیم که میتوانند یکدیگر را تقویت کنند.
هر کسبوکار، سکویی برای توسعه کسبوکار بعدی
یک تجربه صنعتی میتواند به یک توانمندی تبدیل شود؛ یک توانمندی میتواند زمینه ورود به یک زنجیره ارزش جدید را فراهم کند و یک ارتباط جدید میتواند فرصتی ایجاد کند که پیش از آن دیده نمیشد. به همین دلیل، توسعه در دینامیک یک حرکت خطی نیست.
در یک نگاه خطی، ضایعات پایان یک فرآیند است. در نگاه چرخهای، همان ضایعات میتواند آغاز فرآیند دیگری باشد. تجربه فعالیت در صنعت کاغذ و بازیافت، نمونهای از همین نگاه است؛ جایی که ارتباط میان چند فعالیت میتواند بخشی از مواد، دانش و ارزش را دوباره به چرخه بازگرداند.
جهان کسبوکار دائماً در حال تغییر است. روش موفق امروز، الزاماً پاسخ فردا نیست. بنابراین، ارزش یک اکوسیستم فقط به اندازه آن نیست؛ به توانایی آن برای یادگیری، تغییر، ایجاد ارتباط و ساختن فرصتهای جدید بستگی دارد.